ماه محرم
الناز عزیزم
ماه محرم سال ٩٠ که تازه فقط یک ماه و نیم بود که تو را باردار شده بودم اولین سالی بود که هیچ جا نرفتم و همش توی خانه بودم اخه چند روزی بود که حالم خیلی بد بود و دکترم بهم گفته بود باید استراحت مطلق کنم تا دوباره حالم خوب بشه تا خدای نکرده برا الناز گلم اتفاقی نیفته.زن عمو اعظم و دختر عمو ریحانه هم برا محرم امده بودند ان موقع دختر عموت ٤ ماه داشت و خیلی شیرین شده بود .دو روز تاسوعا و عاشورا هم مثل هر سال که خانه مادربزرگم بودم رفتم انجا ولی باز هیج جا نرفتم اخه باید استراحت میکردم به خاطر سلامتی الناز کوچولوم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماه محرم
